خرید بک لینک
روحم اسیر داربست های پنجره است

و مگر با روحی اسیر چه می توان کرد؟

و چه تراژدی مضحکیست این که خانه ها هر روز کوچک تر می شوند

و مگر چند بار می توان به این دیوار ها خورد و زخمی نشد؟

روحم گرفتار پنجره است و کسی به جیغ و جار کبوتران بال و پر شکسته اهمیتی نمی دهد...

و مگر با مٌهری از غم که به دل می نشیند چه می توان کرد؟

برچسب: نویسنده: پرهام جعفری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 17:43

صفحه بندی